رفتن رسيدن است

برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست

شبحی دور خانه ام پرسه می زند. پنجره ها را باز می کنم! شاید خودم باشم!!

----

آفتاب گیر ِ کلاهم را می چرخانم پشت سرم، دستهایم را می کنم توی جیب عقبم

و به راهم ادامه می دهم.بگذار این آدمهای وارونه!!فکر کنند که منم که برعکسم!!

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۳ توسط Omidp نظرات () |

دختر بچه ی 3 ساله ای که هم خوابگی پدر را تقلید می کند !

----

بعضی از آدم ها دو بار متولد می شوند؛

یک بار در صفر سالگی و یک بار زمانی که می پذیرند فقط خودشان را دارند و خودشان!!

----

پروانه ی من در تاری افتاده که عنکبوتش سیر است! نه می تواند پرواز کند،نه بمیرد!

----

 وقتی زن طبقه ی اول خودش را از بالای ساختمان پایین انداخت!

مرد طبقه ی آخر داشت باغچه ی حیاط را آب می داد!!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٥ توسط Omidp نظرات () |


Design By : Night Skin