رفتن رسيدن است
برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست
مردی! چتر به دستش نمی گیرد! هیچ وقت!! زنی! حرف نمی زند! گریه می کند! همیشه! از هم جدا می شوند!! مرد چتری می خرد! زن عهد می کند که دیگر اشک نریزد ! برای هیچ چیز! دلتنگِ هم می شوند! همیشه! همه جا...همدیگر را می بینند! زیر باران!! مدتی به هم خیره می شوند!در انتظار لحظه ی اشتیاق...دل هیچ کدام نمی لرزد! باران بند می آید!! هر کس به... راه خودش می رود! پشت به هم ! زن اشک می ریزد! مرد چترش را به باد می سپرد !! --------------------------- 88 هم تمام شد ! 88 بد ! 88 لعنتی ! 89 ! مبارک ! صدای موسیقی ات را زیاد کنی تا وانمود کنی سلامم را نشنیده ای ! این طرف و آن طرف می رفتی ! و گمان می بردی که خوابم و نمی بینم ! دیگران میگویند چه زود !یکسال شد !!! گاهی آنقدر سزاوار رفتنی !! که بزرگترین خاطره ها توی جیب عقبت جا می شوند! ---- تنهایی و رهایی! دو سرنوشت برای یک تصمیم: جدایی!! یکی برای کسی که دیگری را دوست داشته و دیگری برای کسی که خودش را !!! ---- این "فرقی نمیکند" کمی ابلهانه نیست؟ حتی دو قطره اشک! به موازات هم! نقش های جداگانه ای ته ذهن من دارند!!!
جایت در اتاق خالیست !
روزهای زیادیست که تختت خالیست !
لباس هایت در هرکجای خانه پخش و پلا نیستند !
روزهای زیادی است ! که دیگر نیستی تا وقتی می آیم
دلم برای تناقض عشق و نفرتت تنگ شده !
برای لحظه هایی که آزارم میدادی !
برای روزهایی که حالم بد می شد و تو پر اضطراب بالای تختم
به هرکس می گویم رفته ای شوکه می شود !
و چنان می نگرد بر من ! که حس می کنم شاید من باید می رفتم نه تو !
تختت هنوز خالیست !
شب ها گاهی من مهمانش می شوم !
دلم برایت تنگ شده !
برای مانع هایی که سر راهم می گذاشتی تا نتوانم رد شوم !
برای نیشخند هایت !
تو نفس های آخر را کشیدی ! و من هنوز نفس نفس می زنم !
یکسال گذشت !
اما زود نبود !
لحظه هایش کش می آمدند ! مثل تمام لحظه های بد !
بگذار بگویم........
ولش کن ! خودت میدانی !
| Design By : Night Skin |
