رفتن رسيدن است
برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست
من بودم ------------------------------ می روم ! حالم که خوب شد بر میگردم ! شاید زود باشد ! شاید هم دیر ! هر نیمه شب نیا پشت در خانه ام رنج بگذار و برو! خوب می دانی که خواب من از قدم های تو سبک تر است!!! ---- همیشه راهی هست!! یک راه هم این است که بپذیریم فعلا راهی نیست!!!! ---- نه عزیزم!! "عشق" نمیشه! باید چهار حرفی باشه!این "تنوع" که درسته! این یکی هم میشه! میشه "تنها" ! پس این چهار حرفی یه ما میشه... آره میشه "عادت" ...آره! چرا فکر کردی "عشق" میشه؟
آنکه
میترسید
هیچ نمی گفت
و سنگفرش ها را می شمرد
یکی یکی
و بالا می آمد
طول خیابان را
و بار روی دوشش می انداختند
نگاه های از هر طرف!!!
می خواهم برایت تا صبح حرف بزنم !
می خواهم کمی از خود بگویم !
از خویشتن خویش !
از مردی که پشت آیینه ها پنهان شده !
از روزهایی که لیوانی می افتد و می شکند ! و این روزهای فقط جای زخم هایش مانده !
از سیلی هایی که هنوز جایشان سرخ است ! با آنکه این روزها برنزه مد است !!!!
میخواهم تا صبح برایت بگویم !
لالایی قشنگیست ! فقط حیف که بیش از تاب ات ! بیش از تحملت غمگین است !
تحمل ! تاب !
این روزها زیاد می اندیشم بر این دو !
که تو تاب نداری ! تحمل نداری !
که زندگی سخت است !
که همیشه عشق زیبا نیست !
که روزهای بد ! روزهای تکراری بیشتر از روزهای عاشقانه اند !
که فشار که بیاید ! می زنیم زیر همه چیز و می رویم !
داشتم لالایی می گفتم برایت !
حواسم پرت شد و افتاد !!!
دستت را دریغ کن !
بگذار سقوط کنم !
اینگونه بهتر است !
بگذار پشت آیینه پنهان شوم !
تا نیمه تهی گشته ام !
لالایی قشنگیست !
نزدیک صبح است ! حالا بخواب !
فردا باید عاشق شوی ! دوباره !!!
دستت را دریغ کن !
بگذار سقوط کنم !
| Design By : Night Skin |
